X
تبلیغات
شهید علی چیت سازیان

شهید علی چیت سازیان
لوگوی وبلاگ
سردار شهید علی چیت سازیان
لینک دوستان
دم غروب سوم آذرماه علی آقا برای سرکشی آمد داخل سنگر ما.

از شادی در پوست خود نمی گنجیدم. برایم لحظه ای تاریخی بود. دست به جیب پیراهنم بردم که شیشه عطرم را به رسم هدیه به او بدهم که یک باره درب شیشه باز و شیشه تا نصفه خالی شد. بوی عطر که سنگر را پر کرد، علی آقا شیشه را گرفت و با انگشت پشت گوش من زد و به همین مقدار برای خودش.

دم غروب چهارم آذرماه باز هم علی آقا آمد، اما این بار نه برای سرکشی، برای خداحافظی. گفت "هدیه خداحافظی من رو قبول کن!" نگاه کردم، دیدم همان شیشه عطر خودم بود. پذیرفتم اما اندوهی بر جانم نشست. من و همسنگرم "ستاری" را تنگ در آغوش گرفت، هنوز بوی عطر دیروز را می داد. وقت رفتن گفت "سقف سنگر شما زیر توپ و خمپاره دوام نمیاره!" با کمی خاک و گونی روی سنگر را تقویت کردیم. او که رفت به بلافاصله یک خمپاره روی سقف نشست و سنگر مثل آوار روی سر ما خراب شد، اما زنده ماندیم. زیر آوار بوی عطر می آمد و زمزمه ی خداحافظی علی آقا.

دم غروب چهارم آذرماه برای وضو از سنگر نیمه ویران خارج شدم. تا رسیدم دم تانکر آب، چشمم به پیکر غرق در خون علی آقا افتاد. صدای هق هق گریه بچه ها داشت بلند می شد. به نظر می رسید چند ساعت از شهادت او گذشته، اما بچه ها راضی نمی شدند او را به عقب منتقل کنند. انگار بوی عطر و خون تمام ماووت را پر کرده بود.



راوی: عباس شهبازی - همرزم



موضوعات مرتبط: خاطرات
برچسب‌ها: شهادت شهید چیت سازیان, عباس شهبازی, ستاری, عطر, خداحافظی
[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 22:27 ] [ عاشق شهدا ]
[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 13:40 ] [ عاشق شهدا ]
قسمتی از آخرین سخنرانی سردار شهید علی چیت سازیان:

"در راه شهدا قدم بردارید. در راه شهدا حرکت کنید. بر دوش بگیرید این شهدا را.

تمام ارزش ها در شهداست. خوشا به حال شهدا، آن ها گل های خوش بویی بودند که خداوند چید. خدا آن ها را برگزید.

شهدا زنده اند، شهدا برای کسانی زنده اند که راهش را ادامه دهند. امانت دار خوبی باشید برای شهدا"

جمعیت سراپا گوش شده بودند. یک حس عجیبی می گفت که این آخرین سخنرانی اوست! ذکر او شده بود شهدا!


موضوعات مرتبط: خاطرات
برچسب‌ها: آخرین سخنرانی شهید چیت سازیان, شهید علی چیت سازیان, شهدا, امانت دار شهدا, راه شهدا
[ شنبه سی ام فروردین 1393 ] [ 13:23 ] [ عاشق شهدا ]

پشت تریبون برای جماعت -قبل از تدفین امیر- گفت "خدا را شکر می کنم که برادرم را دشمنان خدا کشتند، نه دوستان خدا! دشمنانی که با خون خدا -حسین (ع)- جنگیدند، همانان برادرم را کشتند. برادرم با چهار ماه حضور در جبهه، برگه ورود به بهشت را گرفت. برگِ برنده را گرفت اما من هفت سال..." حرفش را برید. آهی کشید. از سر امید ادامه داد.

"خدا را شکر می کنم جایی ایستاده ام که برادرم پیش پایم خوابیده و ..."

تا چند ماه بعد، کسی معنی جمله ی آخر، علی آقا را نفهمید؛ تا پنجم آذر 66 وقتی بی فاصله کنار امیر خوابید.


موضوعات مرتبط: خاطرات
برچسب‌ها: شهید امیر چیت سازیان, امیر چیت سازیان, شهیدان چیت سازیان, تدفین امیر, پنجم آذر 66
[ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 ] [ 16:23 ] [ عاشق شهدا ]
با صدای هق هق گریه اش از خواب پریدم.

بعد از نماز شب، سر به سجده گذاشته بود و زار زار می گریست.

نماز شب او و گریه ی شبانه اش برایم تازگی نداشت، اما صدای گریه بلند او نه!

بدون هیچ سوالی، وقتی حضور من را حس کرد گفت:

"شرمنده ام. از روی فرزندان شهدا شرمنده ام. از پدران پیر و مادران قد خمیده شهدای واحد خجالت می کشم. بعد از هشت سال جنگ از خودم هم شرمنده ام."

گفتم "حتما خواست خداست. ما باید تسلیم رضای او باشیم."

خواستم به او آرامش بدهم، ولی به دلم برات شد که دیگر نمی آید!


راوی: زهرا پناهی - همسر



موضوعات مرتبط: خاطرات
برچسب‌ها: شرمنده شهدا, شرمنده شهدایم, تسلیم رضای او, نماز شب, گریه
[ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 ] [ 16:9 ] [ عاشق شهدا ]

همیشه وقت خداحافظی از من طلب حلالیت می کرد و من از او طلب شفاعت.

نه من از وقت بازگشتن می پرسیدم و نه او از زمان آمدن.

اما این بار -بر خلاف گذشته- پرسیدم کی بر می گردی؟

و او گفت "ان شاالله یک هفته دیگر!"

و خداحافظی کرد و رفت.

***

دقیقا یک هفته بعد او را آوردند. روزشمار تاریخ 4 آذر 1366 را نشان می داد.

شهر از خبر شهادت او منفجر شد.


راوی: زهرا پناهی - همسر




موضوعات مرتبط: خاطرات
برچسب‌ها: 4 آذر 1366, شهادت شهید چیت سازیان, شهادت, زهرا پناهی, بر می گردم
[ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 ] [ 16:3 ] [ عاشق شهدا ]

کنار تپه سبز سرازیر شد به سمت پنجه ای -یه تپه بی درخت- باید خودش یه راهکار خوب پیدا می کرد برای شب عملیات.

هر چی که جلو می رفت، از تیم جدا می شد. تا اینکه تنها شد. تنهای تنها و در مقابلش یه مسیر که مثل قارچ، مین والمر سبز شده بود.

روزشمار جنگ شامگاه پنجم آذر 66 را نشان می داد. او خسته بود؛ نه از هفت سال جنگ مستمر که از تنهایی و دوری از رفقاش، بچه هاش! حالا یه حسی به او می گفت که اینجا -پنجه ای- راهکار آخره!



راوی: مهدی روحانی - همرزم




برچسب‌ها: راهکار آخر, پنجم آذر 66, پنجه ای, تاریخ شهادت شهید چیت سازیان, مهدی روحانی
[ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 ] [ 14:38 ] [ عاشق شهدا ]

مثل پروانه شده بودیم و کنار شمع خاموش جمع مان - علی آقا- می سوختیم.

اذان ظهر بود. همه با چشم های گریان به نماز ایستادیم. فقط او بود که مقابلمان، آرام و بی صدا خوابیده بود. وقت وداع که شد، یکی یکی بچه های اطلاعات کنار او ضجه زدند و صورت به صورت سرد و خاموش او گذاشتند.

کسی باورش نمی شد که جبهه باشد و جنگ باشد ولی او نباشد. از خط که به عقب می بردنش، انگار کسی از درونم می گفت: 

" در رفتن جان از بدن / گویند هر نوعی سخن / من خود به چشم خویشتن / دیدم که جانم می رود! "



راوی: سعید یوسفی - همرزم




موضوعات مرتبط: خاطرات
برچسب‌ها: سعید یوسفی, شمع خاموش, شهادت, شهید علی چیت سازیان, شهید چیت سازیان
[ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 ] [ 11:41 ] [ عاشق شهدا ]
[ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 ] [ 11:30 ] [ عاشق شهدا ]
[ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 ] [ 9:51 ] [ عاشق شهدا ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

روایت حماسه نابغه اطلاعات-عملیات سردار شهید علی چیت سازیان
علمدار لشگر 32 انصارالحسین (ع) همدان
پروفایل مدیر وبلاگ:
ali-chitsazian.blogfa.com/Profile
پست الکترونیکی: akhalili@mihanmail.ir
یا دلیل المتحرین

<-*یا دلیل المتحیرین* اگر دل دلیل است آورده ایم اگر داغ شرط است ما برده ایم ((دلیل)) را در قاموس واژگان ((راهنما، بلد و مرشد)) معنا کرده اند؛ بگذریم از معنی محاوره ای آن که دلیل، معادل علت و برهان معنا می شود! دلیل در لسان ادعیه و کلمات اولیاء نیز معنی راهنما را دارد. لذا در مقابل واژگانی به کار می رود که ناظر بر حیرت، سرگشتگی و گم کردن راه هستند. دلیل از صفات حضرت سبحان نیز هست و دلالت اول از او صادر شد؛ با روشن کردن سراج منیر. رسولان، خاصه حضرت ختمی مرتبت(ص) هم به صفت دلالت موصوف، و همان سراج منیر هستند؛ فراروی جویندگان روشنایی. حضرات معصومین-علیهم السلام- و اولیای خدا نیز در سیر مراتب دلالت اند؛ از امام علی(ع) که راه های آسمان ها را بهتر از راه های زمین می شناخت تا امام روح الله(س) که بندگان آتش نشین را از حضیض به اعلی مرتبه سعادت ؛ یعنی شهادت، دلالت می کرد. از سرِ جسارت و ارادت بگویم که ((علی چیت ساز)) نیز از سرچشمه آب حیات دلالت علی(ع) نوش کرده بود و به مرتبه سقایت در وادی حماسه هشت سال دفاع مقدس رسیده بود. این وبلاگ دفتر یادکرد و مرور خاطرات یکی از نوابغ ناشناخته دفاع مقدس است. در این وبلاگ سعی بر آن داشتیم تا با جمع آوری خاطرات و هر مطلبی که بتواند خواننده را با مرام و مروت ((علی آقا)) آشنا کند، بتوانیم کوچکترین کاری را که از دستان حقیرمان برمی آمده، انجام دهیم تا دِین خود را به این بزرگمرد ادا کرده باشیم. در ضمن دوستانی که تقاضای تبادل لینک دارند، می توانند در نظرات اعلام نمایند تا در اسرع وقت نام وبلاگشان را ثبت نمائیم. ->
آرشيو مطالب
امکانات وب
تبادل لوگو